تبليغاتX
سید احمد

سید احمد

جایی برای نوشتن خاطرات مطالب و ایده هایی که به نظرم جالب اند!!

جی پی اس گفت برو منم رفتم!

جی پی اس گفت برو وسط اقیانوس

 یعنی می شود به نقشه های جی پی اس اعتماد کرد؟ توصیه می کنم در سفر نوروزی کسی چنین خبطی مرتکب نشود. مخصوصا نقشه های مربوط به ایران خودمان که اصلا دقیق نیستند. ممکن است باعث نشاط مومنین شود و خدای ناکرده تلوزیون هم نشانش بدهند و شطرنجی اش هم نکنند، آبروی انسان کم و زیاد خواهد شد.

یاهو به نقل از ای بی سی نیوز خبری زده بود (*) درباره سه دانشجوی ژاپنی که با اعتماد به جی پی اس 1500 دلار ناقابل از دست داده اند و حسابی هم مشهور شده اند. دانشجویان محترم رفته بوده اند استرالیا. یک هیوندایی کوچولو کرایه می کنند و می رفته اند در یکی از نواحی ساحلی تفریح کنند. آن موقع هوا کاملا صاف بوده و آب اقیانوس هم پایین بوده است. مسیر جاده خاکی بوده و جایی به سمت دریا نقشه نشان داده مستقیم هنوز جاده است. دانشجوهای بیچاره اعتماد می کنند و طبق نقشه ۵۰۰ متری می روند جلو تا در گل گیر می افتند. یک ساعت بعد هم بر اثر جزر و مد آب بالا می آید می بینند وسط اقیانوس اند. ناچار فرار می کنند تا یکی از این نعش کش های جرثقیل دار بیاید و ماشین را نجات بدهد. دست آخر هم 1500 دلاری خسارت وارد شده به خودرو را به کرایه دهنده ماشین می دهند.

 

پیشاپیش سال نو مبارک!


برچسب‌ها: جی پی اس, سفر
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 اسفند1390ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط سید احمد امامی العریضی  | 

طوفان مغزی

 

طوفان مغزی

تقریبا شصت سال پیش، یکی از شرکای موسسه ای تبلیغاتی، الکس آزبورن تصمیم گرفت کتابی بنویسد و در آن اسرار خلاقیت خود را بر ملا کند. او در این کتاب قول داده بود که با به کار بستن توصیه های او خروجی خلاقیت افراد دو برابر می شود. این کتاب، عجیب پر فروش شد. کتابی که پر بود از حقه ها و استراتژی هایی برای دریافت ایده های خلاقانه ای که به ذهن الهام می شوند. از بین همه آنها، بیشترین شهرت نصیب ایده طوفان مغزی شد. فصل 33 کتاب، با عنوان "چگونه مسابقه خلق ایده راه بیندازیم" روش کار را احتمالا خیلی ها شنیده اند. همان موقع که لیسانس مهندسی صنایع می  خواندم از چند تایی از اساتید شنیده بودم. بعد در یک کلاس آموزش بهره وری شرکت کردم و بخش زیادی از کلاس به تمرین عملی طوفان مغزی گذشت. در دوره ارشد هم بخشی از فصل اصول تیم های کاری کتاب رفتار سازمانی به معرفی این روش اختصاص داشت. هر چند استادمان وقتی برایش نگذاشت. این روش توجه خیلی ها را برانگیخته و حتی عبارات مبالغه آمیز هم برایش نوشته اند. مثلا سایت خلاقیت نوشته طوفان مغزی "موثرترین و احتمالا متداول ترین فرآیند گروهی است." یا به نقل از مدیر موسسه ای که اولین ماوس را برای اپل اختراع کرده است در موسسه آنها "طوفان مغزی عملا یک مذهب است."

در این روش گروهی، افراد هر چه می توانند درباره موضوعی خاص، ایده تولید می کنند. تجربه آزبورن در شرکت تبلیغاتی اش نشان داده با این روش هر دقیقه می شود یک ایده تولید کرد. یعنی کارکنان به ماشین تولید ایده تبدیل می شوند. یعنی هر چه به ذهنشان رسید. حتی اگر به نظر مسخره بیاید. تمرکز اصلی بر کمیت است و کسی حق ندارد به ایده های دیگران بخندد. حتی انتقاد هم ممنوع است. چون ممکن است باعث شود افراد از بیان ایده هاشان بترسند و در نتیجه در فرایند طوفان مغزی اختلال ایجاد می شود. چون اگر افراد از بیان ایده شان ترسیدند دیگر هیچ چیز به درد بخوری نمی گویند. یعنی اعضای تیم باید به جای انتقاد، به توسعه و بهبود ایده ها فکر کنند. چون ممکن است ایده های خوبی از آنها بیرون بیاید.

به نظر می رسد طوفان مغزی روش خوبی برای چند برابر کردن بهره وری خلاقیت افراد باشد. ولی مشکل کوچکی دارد. آن هم اینکه کار نمی کند. این را در نیویورکر خواندم. تحقیقات دانشگاهی نشان داده اند کل یک گروه طوفان مغزی ایده های کمتری تولید می کنند نسبت به وقتی که تک تک و جداگانه کار کنند. 48 دانشجو به 12 گروه مختلف تقسیم شدند تا درباره موضوعاتی به روش آزبورن ایده خلاقانه تولید کنند. 48 دانشجوی دیگر هم به عنوان نمونه کنترل، قرار شد روی همان مسائل تنهایی ایده تولید کنند. گروه دوم، یعنی آنهایی که تنها کار کرده بودند دو برابر بیشتر از گروه های طوفان مغزی ایده تولید کردند. حتی ایده های تنهایی تولید شده امکان پذیر تر و موثر تر از طوفان مغزی ها بودند. در صفحه ویکی پدیای طوفان مغزی هم نوشته دیل و اشتروب (1991) بیست و دو مطالعه دیگر را درباره طوفان مغزی بررسی کرده اند و 18 تای آنها به همین نتیجه رسیده اند که طوفان مغزی کار نمی کند.

البته نه که هیچ ایده خوبی از جلسات طوفان مغزی در نیاید، ولی آنقدرها هم که تبلیغ می شود موثر نیست. یعنی ار همان تعداد افراد یک گروه طوفان مغزی جدا جدا ایده تولید کنند و بعدا ایده هایشان را روی هم بریزد نتیجه بهتری خواهند گرفتتا اینکه جمع شوند و طوفان مغزی راه بیانداند.


برچسب‌ها: طوفان مغزی, خلاقیت, تفکر گروهی, طوفان فکری
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1390ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط سید احمد امامی العریضی  | 

تبلیغات متفاوت و نامربوط

 تبلیغات نامربوط

عکسی که می بینید را در نمایشگاه آهن و فولاد 90 گرفتم. سپاهان شهر اصفهان، غرفه شرکت ارتعاشات صنعتی ایران. کار اصلی این شرکت تولید انواع اتصالات لاستیکی و پارچه ای و فلزی و انواع لوله خرطومی و از این جور چیزها است. چیزی که برای من جالب بود روش تبلیغ آنها در نمایشگاه است. غرفه را با دیوار کاه گلی و شکل ساختمان های طاق ضربی قدیمی و دیوار چوبی تزیین کرده بودند. به جای میز و صندلی از تخت استفاده شده بود که بیننده را یاد رستوران های سنتی می انداخت. از همه جالب تر روزی سه چهار بار نیم ساعت برنامه نقالی شاهنامه در غرفه اجرا می شد. توسط دو نفر با لباس سنتی که هر بار به مدت نیم ساعت داستان رستم و سهراب را روایت می کردند. یک بار من هم رفتم تماشا، دور غرفه شان حسابی شلوغ می شد. حتی یکی دو تا چینی هم برای تماشا آمده بودند و عکس می گرفتند. آخر برنامه از تماشاچی ها خواسته شد برای ارتعاشات صنعتی دست بزنند که سنت و صنعت را با هم تلفیق کرده است!

 تبلیغات نامربوط

شرکت ها چرا در نمایشگاه ها شرکت می کنند؟ برای تبلیغ و معرفی محصول جدید؟ برای دیدار حضوری با مشتری ها و همکارهایی که معمولا فقط تلفنی با آنها در ارتباط بوده اند؟ شاید دلایل دیگری هم باشد. دیده شدن. تو چشم بودن و معروف شدن، یا کلا جلب توجه، شاید هم تحقق بعضی رویاها، مثلا نشان دادن علاقه به سنت یا شاهنامه. البته احتمالا معروف بودن به کسب درآمد بیشتر هم کمک می کند. نمی دانم. الان وقت و حوصله جستجو کردن در منابع علمی را ندارم. شاید در آینهد این کار را کردم. ولی فکر می کنم دلیل تبلیغ بی ربط ولی منحصر به فرد از طرف شرکتی که مخاطب عام ندارد و محصولش به درد کارخانجات بزرگ می خورد، همان جلب توجه باشد. محصولات این چنینی را باید اول از همه کارشناسان فنی و مدیران بهره برداری یا تعمیرات کارخانجات بزرگ بشناسند و بعد به آن نیاز پیدا کنند و حداکثر توصیه ای به واحد خرید بکنند که از این شرکت بخرید. این جور آدم ها تا وقتی به چیزی نیاز نداشته باشند نگاهش هم نمی کنند. این کارشناسان به این نمایشگاه می آیند. ارتعاشات صنعتی هم جوری تبلیغ می کند که توجه همه شرکت کننده ها را جلب کند. از نظافت چی سالن تا دانشجویی که آمده شکلاتی بخورد و گشتی زده باشد و مثلا خودکاری کاسب شود تا مدیران ارشد و کارشناسان کارخانجات بزرگ فولاد سازی. آقای کارشناس چه این کارها را قرتی بازی بداند و سری به افسوس تکان دهد و چه اینکه سر ذوق بیاید، در هر حال توجهش جلب شده و اگر جایی، چند ماه دیگر حتی نیاز به لوله خرطومی پیدا کند، ارتعاشات صنعتی و غرفه عجیبش از اعماق مغزش فوری جلوی چشمش می آید. پس شاید این خل بازی ها هم جواب دهد. البته تا وقتی که متمایز باشد و کسی دیگر از این کارها نکند، که دیگر جلب توجه نخواهد کرد.


برچسب‌ها: تبلیغات, نقالی
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط سید احمد امامی العریضی  | 

اعمال قانون

 

پلیس نامحسوس

صبح داشتیم می رفتیم سر کار. اول جاده اصفهان شیراز قبل از سپاهان شهر همیشه یک زانتیای سفید نامحسوس پارک کرده و ماموری دوربین بدست خودرو هایی که در شیب تند مسیر سرعت گرفته اند را اعمال قانون می کند. شیب مسیر طوری است که حتی با پراید هم ۱۶۰ تا رفتن مثل آب خوردن است و با اینکه چند ماهی است زانتیای مربوطه هر روز همان جای قبلی ایستاده باز هم بسیاری راننده ها از دستشان در می رود و اعمال قانون می شوند، تابلو حداکثر سرعت 80 تا نصب کرده اند ولی خودشان هم کمی ملاحظه می کنند و کسانی که زیر 100 تا می روند را کاری ندارند..

صبح داشتیم می رفتیم سر کار. همان جا و همان مامورین دو نفری و تابلو بدست وسط بزرگراه بال بال می زدند و ورجه ورجه می کردند تا خودرویی را که تقوا از دست داده و بیش از ۱۰۰ تا سرعت داشته متوقف کنند. ولی طرف توجهی نکرد و رفت. در عوض پیرمردی پیکان سوار هول کرد و زد روی ترمز. یک پژو آردی بیچاره هم احتمالا حواسش پرت مامورین شده بود از عقب محکم کوبید به پیکان مربوطه و صدای تقی بلند شد. چراغ هایی خرد شد و گلگیر عقب پیکان و کاپوت آردی بیچاره له شد. حداقل چهارصد هزار تومانی پیاده شد. قیافه ها جالب بود. پیرمرد پیکان سوار وحشت زده داشت پیاده می شد. راننده آر دی را کارت می زدی خونش در نمی آمد. سواری های عبوری هم دنبال دکمه فلاشر می گشتند تا کسی از عقب نزند بدبختشان کند. مامورین اعمال قانون کننده هم همان وسط زرگراه ماتشان برده بود. حتی ممکن بود ماشین های عبوری زیرشان کنند. احتمالا بعد بد و بیراهی چیزی هم نثار کسی کرده اند که البته خودشان مستحقش هستند. چون مقصر اصلی بودند. ولی قانون راننده بیچاره آردی را مقصر می داند.


برچسب‌ها: پلیس نامحسوس
+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1390ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط سید احمد امامی العریضی  | 

دیروز در محل کار، مسئول خرید یکی از شرکت های بزرگ صحبت می کرد می گفت یکی دو ماهی است با مشکلات جدید ارز، وقت سر خاراندن ندارد. گفتم شما که دلار دولتی می گیرید مشکلی ندارید. گفت برای خرید اجناس اروپایی که ال سی باز نمی کنند. دلار دولتی فقط با ال سی می دهند. کالای اروپایی را باید نقدی و با دلار 1800 تومانی خرید. همه چیز را هم نمی شود چینی خرید. مثلا کک نفتی در چین تولید نمی شود. می گفت امسال سود دهی شان خیلی کم خواهد شد چون دولت جلو افزایش قیمت محصول را گرفته و قطعات مورد نیازشان گران شده است. همان دلار 1800 تومانی هم مشکل دارد. یک قطعه 2000 یورویی خریده اند ولی حمل نمی شده چون پول نرسیده، پیگیری کرده اند صراف گفته پول را سه چهار دست چرخانده ام که قابل رد گیری نباشد. یک جا طرف احتمالا بالا کشیده. مجبور شده اند دوباره پول بدهند تا یک راهی پیدا شود پول قبلی را برگردانند. یک دستگاهی خریده اند 16 ملیون یورو، می گفت اگر این آقای فروشنده آلمانی که پول را پیش گرفته دستگاه را ندهد تا دو نسلش را آباد کرده و ما هم دستمان به هیچ جا بند نیست. فقط امیدواریم دستگاه را بدهد!

از همه جالب تر مقداری شمش آلومینیوم نیاز داشته اند. آلمینیوم المهدی گفته نداریم چون داریم محصولمان را صادر می کنیم تا ارز مورد نیازمان برای تعهدات ارزی تامین شود. بعد هر کس آلمینیوم بخواهد باید وارد کند. گفت در بندرعباس کشتی ها صف کشیده اند آلومینیوم خالی می کنند و از آن طرف آلومینیوم داخلی را برای صادرات بار می زنند. از این مثال ها زیاد است. مثلا دولت گوشت وارد می کند آنوقت کیهان نوشته دامداران دام صادر می کنند. (چون با دلار 1800 تومانی حتما خیلی سود دارد.)

این غربی های خبیث می خواسته اند اقتصاد ایران را فلج کنند، خیت شده اند، اوضاع فلج نشده، ولی مضحک شده است. چند ماهی طول می کشد تا همه چیز به تعادل برسد و دوباره اوضاع عادی خواهد شد. دنیای بی اخلاقی است. این کارمند بدبخت یک شرکت کاملا غیر نظامی نیمه دولتی چه گناهی کرده که دو ماهی است ناهار هم وقت نمی کند حسابی بخورد چون باید راهی برای فرار از دست تحریم یهود و نصاری پیدا کند؟


برچسب‌ها: تحریم, واردات
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط سید احمد امامی العریضی  | 

آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند !

چنگیزخان مغول

داستان حمله مغول به بخارا

روز دیگر را که صحرا از عکس خورشید طشتی نمود پر از خون، دروازه بگشادند و در نفار و مکاوحت بربستند و ائمّه و معارف شهر بخارا به نزدیک چنگزخان رفتند. و چنگزخان به مطالعه حصار و شهر در اندرون آمد و در مسجد جامع راند و در پیش مقصوره بایستاد و پسر او تولی پیاده شد و بر بالای منبر برآمد. چنگزخان پرسید که سرای سلطانست؟گفتند: خانه ی یزدانست. او نیز از اسب فرو آمد و بر دو سه پایه ی منبر بر آمد و فرمود که :صحرا از علف خالی ست.اسبان را شکم پر کنند!انبارها که در شهر بود،گشاده کردند و غلّه می کشیدند و صنادیق مصاحف به میان صحن مسجد می آوردند و مصاحف را در دست و پای می انداخت و صندوق ها را آخور اسبان می ساخت و کاسات نبیذ پیاپی کرده و مغنیّات شهری را حاضر آورده تا سماع و رقص می کردند و مغولان آوازها برکشیده و ائمّه و مشایخ بر طویله آخور سالاران در محافظت ستوران ... بعد از یک دو ساعت چنگز خان بر عزیمت مراجعت با بارگاه برخاست . و جماعتی که آن جا بودند روان می شدند و اوراق قرآن در میان قاذورات لگدکوب اقدام و قوایم ...درین حالت امیر امام جلال الدّین که  مقتدای سادات ماوراء النّهر بود،روی به امام رکن الدّین که از افاضل علمای عالم بود، آورد و گفت: مولانا چه حالت است این که می بینم.به بیداری ست یا رب یا به خواب؟ امام رکن الدین گفت: خاموش باش باد بی نیازی خداوند است که می وزد، سامان سخن گفتن نیست. چون چنگز خانه از شهر بیرون آمد، به مصلّای عید رفت و به منبر آمد و عامّه شهر را حاضر کرده بودند، فرمود که:از این جملت توانگران کدامند؟دویست و هشتاد کس را تعیین کردند؛صد و نود شهری و باقی غریبان . نود کس از تجّار که از اقطار آن جا بودند به نزدیک او آوردند. خطبه سخن آغاز نهاد که: ای قوم بدانید که شما گناه های بزرگ کرده اید و این گناه های بزرگ بزرگان شما کرده اند. از من بپرسید که این سخن به چه دلیل می گویم، سبب آن که من عذاب خدایم. اگر شما گناه های بزرگ نکردی،خدای چون من عذاب را به سر شما نفرستادی. و چون ازین نمط فارغ شد الحاق خطبه بدین نصیحت بود که: اکنون مال هایی که بر روی زمین است تقریر آن حاجت نیست ، آنچ در جوف زمین است بگویید. بعد از آن پرسید که: امنا و معتمدان شما کیستند؟هر کس متعلّقان خود را بگفتند به اسم.  با هر کس مغولی و یزکی تعیین کرد تا کسی از لشکریان ایشان را تعرّضی نرساند و  مطالبت مال از معتمدان آن قوم می رفت .  و هر روز وقت طلوع ،موکّلان،جماعت بزرگان را به درگاه خان عالم آوردندی. چنگزخان فرموده بود تا لشکریان سلطان را از اندرون شهر و حصار برانند، و فرمود تا آتش در محلّات انداختند و چون بنای خانه های شهر تمامت از چوب بود، بیشتر از شهر به چند روز سوخته شد ؛ مگر مسجد جامع و بعضی از سرای ها که عمارت آن از خشت پخته بود.و مردمان بخارا را به جنگ حصار راندند. و از جانبین تنوره ی جنگ بتفسید. از بیرون منجیق ها راست کردند و کمان ها را خم کردند و سنگ و تیر پرّان شد ، و از اندرون عرّاده ها و قارورات نفت روان مانند تنوری تافته...تا عاقبت کار به اضطرار رسید و خندق به حیوانات و جمادات انباشته شد. و به مردان حشری و بخاری افراشته فصیل باز گرفتند و در قلعه آتش درزدند و خانان و قوّاد و اعیان که  افراد سلطان بودند ، دستگیر مذلّت گشتند و در دریای فنا غرق شدند، و از قنقلیان از مردینه به بالای تازیانه زنده نگذاشتند و زیادت از سی هزار آدمی در شمار آمد که کشته بودند و صغار اولاد و اولاد کبار و زنان چون سرو آزاد آن قوم برده کردند...و چون شهر و قلعه از طغاه پاک شد و دیوارها و فصیل خاک گشت، تمامت اهالی شهر را از مرد و زن و قبیح و حسن به صحرای نمازگاه راندند. ایشان را به جان ببخشید. جوانان و کهول را  به حشر سمرقند و دبوسیه نامزد کردند، و از آن جا متوجّه سمرقند شد. و ارباب بخارا سبب خرابی متفرّق گشتند و به دیه ها رفتند ، و یکی از بخارا پس از واقعه گریخته بود و به خراسان آمده، حال بخارا از او پرسیدند، گفت: "آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند." و هرچه درین جزو مسطور گشت خلاصه و ذنابه آن، این دو سه کلمه است که این شخص تقریر کردست...

ذکر استخلاص بخارا از تاریخ جهانگشای عطا ملک جوینی/با کمی تغییر و تلخیص: عینا از اینجا نقل کرده ام.

مغول ها عکس چنگیز خان را روی اسکناس هایشان چاپ کرده اند:

عکس چنگیزخان روی اسکناس های مغولستان


برچسب‌ها: حمله مغول, جنگ, بخارا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط سید احمد امامی العریضی  | 

جنگ احزاب

  تنه هرمز

سوره احزاب، آیات 9 تا 14:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد نعمت‏خدا را بر خود به ياد آريد آنگاه كه لشكرهايى به سوى شما [در]آمدند پس بر سر آنان تندبادى و لشكرهايى كه آنها را نمى‏ديديد فرستاديم و خدا به آنچه مى‏كنيد همواره بيناست (9)

هنگامى كه از بالاى [سر] شما و از زير [پاى] شما آمدند و آنگاه كه چشمها خيره شد و جانها به گلوگاهها رسيد و به خدا گمانهايى [نابجا] مى‏برديد (10)

آنجا [بود كه] مؤمنان در آزمايش قرار گرفتند و سخت تكان خوردند (11)

و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دلهايشان بيمارى است مى‏گفتند خدا و فرستاده‏اش جز فريب به ما وعده‏اى ندادند (12)

و چون گروهى از آنان گفتند اى مردم مدينه ديگر شما را جاى درنگ نيست برگرديد و گروهى از آنان از پيامبر اجازه مى‏خواستند و مى‏گفتند خانه‏هاى ما بى‏حفاظ است و[لى خانه‏هايشان] بى‏حفاظ نبود [آنان] جز گريز [از جهاد] چيزى نمى‏خواستند (13)

و اگر از اطراف [مدينه] مورد هجوم واقع مى‏شدند و آنگاه آنان را به ارتداد مى‏خواندند قطعا آن را مى‏پذيرفتند و جز اندكى در اين [كار] درنگ نمى‏كردند (14)

 جایی به نقل از رهبری شنیدم وضعیت ایران شعب ابی طالب نیست، جنگ احزاب است. اوضاع نظامی شاید، ولی اوضاع خود مردم بهتر از مردم زمان جنگ احزاب است. آن موقع، در مدینه خشکسالی بوده و گاهی تا سه روز غذا گیر مردم نمی آمده بخورند. در این اوضاع همه بسیج شده بودند تا خندقی بزرگ با وسایل ابتدایی آن زمان بکنند. اکثر مردم مدینه، مدتی سخت عملگی کرده اند. بعد هم یک ماهی محاصره شدید. از آن طرف سپاه عظیم مشرکان و از پشت سر یهود بنی قریظه. سایه مرگ و غارت خانه و زندگی و اسیری زن و فرزند را جلو  چشمشان می دیده اند.

اوضاع من در وضعیت محاصره فعلی ایران چی؟ فقط دلار و سکه گران شده است. می خواستم تبلت بخرم، با این اوضاع منتفی است، دیگر پولم نمی رسد. قبلا ازدواج کرده ام و نیازی به خرید سرویس طلا و این چیزها ندارم. شکر خدا با همسرم هم خوبم، وگرنه با سکه یک ملیون تومانی اوضاعم حسابی به هم می ریخت. تورم شدید شده و اگر اول سال مثلا با سیصد هزار تومان می شد یک ماه را دو نفری در رفاه سر کرد، الان با دو نفر و نصفی و همان سطح زندگی بیش از چهارصد هزار تومان لازم است. شاید سال آینده کمی رفاهم کمتر شود. غمی نیست، انسان زود زندگی اش را با شرایط جدید وفق می دهد. به احتمال زیاد گرسنه نخواهم ماند. قرار نیست بیل بزنم یا خندقی بکنم جنگ ها موشکی و هوایی شده. آدم ها دیگر مستقیم نمی جنگند. یعنی جانم هم در امان است.

یهود و نصاری و جماعت سنی سلفی پشت خندق هرمز بست نشسته اند تا اگر توانستند تکلیف را یکسره کنند، ولی می دانم حتی در بدترین شرایط اموالم به غارت نمی رود، خانه ام نمی سوزد و زن و بچه ام اسیر نمی شوند. فقط کمی زندگی کردن سخت تر می شود. اوضاع دنیا خیلی عوض شده است، آنقدر که در کوچه و بازار، مردم زندگی شان را می کنند، کسی از وحشت جانش به گلو نرسیده، حتی در مساجد و روضه ها هم کسی دعا به جان اوباما نمی کند.

سوره احزاب آیه 17: بگو چه كسى مى‏تواند در برابر خدا از شما حمايت كند اگر او بخواهد براى شما بد بياورد يا بخواهد شما را رحمت كند و غير از خدا براى خود يار و ياورى نخواهند يافت (17)

شاید خدا خواست و زدند نیروگاه ها و پل ها و پادگان های نظامی مان را داغان کردند و مدتی فقیر شدیم و مثل عراقی ها محتاج موتور برق های پر سر و صدا، ولی از خدا می خواهم ما را رحمت کند و بادی، طوفانی، یا لشکر فرشته ای بفرستد تا احزاب محاصره کنندمان تازیانه بر شتر ها بزنند و یک شبه چادرها را جمع کنند و بروند.

پی نوشت: آنچه د جنگ احزاب اتفاق افتاد را در همه کتاب های تاریخ اسلام نوشته اند. در مدرسه و دانشگاه هم خوانده ایم. ولی برای یادآوری خواندن این و این و این مقاله شاید مفید باشد.


برچسب‌ها: جنگ, سوره احزاب, تنگه هرمز
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط سید احمد امامی العریضی  | 

عربستان می تواند تحریم نفت ایران را جبران کند؟

  تحریم نفت ایران

عربستان سعودی اعلام کرده است می تواند تا 12 و نیم ملیون بشکه در روز نفت تولید کند تا کمبود نفت عرضه شده بر اثر تحریم نفت ایران را جبران کند. عربستان اکنون کمتر از 10 ملیون بشکه در روز تولید می کند. این کشور در چند سال گذشته ملیارد ها دلار در مخازن نفتی اش سرمایه گزاری کرده است و ادعا می کند می تواند تولیدش را تا دوازده و نیم ملیون بشکه افزایش دهد. عربستان معمولا یک و نیم ملیون بشکه ظرفیت تولید نفت مازاد بر سهمیه اش در اوپک داشته است. با این حال متخصصان صنعت معتقدند شاید عربستان بتواند به این نرخ های تولید برسد ولی حفظ آن در طولانی مدت مشکل خواهد بود. بعضی معتقدند ظرفیت مازاد چندانی در خلیج فارس وجود ندارد، جنگ لیبی نشان داد متحدان عربستان یعنی امارات و کویت، ظرفیت مازاد چندانی ندارند، عربستان هم فقط نیم ملیون بشکه اضافه تولید می تواند داشته باشد و در شرایط اضطراری شاید تا 11 ملیون بشکه هم بتواند تامین کند. ضمن اینکه این کشور تاکنون در این سطح تولید نکرده است و ادعای وجود ظرفیت اضافه آزمایش نشده است. حتی اگر عربستان یک و نیم ملیون بشکه در روز اضافه تولید داشته باشد باز هم فاصله زیادی تا پوشش صادرات دو و نیم ملیون بشکه ای ایران هست.

با این حال آمریکا فشارهایی را به مشتریان نفت ایران در آسیا و اروپا وارد کرده تا به دنبال منابع جایگزین باشند. در همین راستا وزیران اتحادیه اروپا جمع شده اند تا واردات 500 هزار بشکه ای نفت از ایران را محدود کنند. ژاپن از عربستان و امارات خواسته تا خلاء نفت ایران را پر کنند. وزیر چینی هم به عربستان و قطر و امارات سفر کرده تا گزینه های بیشتری برای تامین نفت داشته باشد. ولی علی رغم تلاش های دیپلماتیک، تقاضای جدی از طرف خریداران ارائه نشده است. یعنی هیچ سفارشی برای افزایش تولید به عربستان یا کشور دیگری ارائه نشده است.

اینها را روتترز نوشته بود. چرا بعضی معتقدند عربستان برای مدت زمان طولانی قادر به افزایش تولید خود نیست؟

دنیای اقتصاد 26 مرداد 1385 نوشته چون عربستان به اوج ظرفیت تولید نفت (پیک نفت) رسیده است.  مقامات عربستان سعودي ادعا مي‌كنند كه تا سال 2011 به پيك نفت خود نمي‌رسند. وزير نفت عربستان علي نعيمي، گفته است طي 50 سال آينده هيچ گونه كمبود نفت وجود نخواهد داشت. اين سخنان با استهزاي دانشمندان مواجه شده است. چون مقامات عربستان به طور واضحي در خصوص منابع نفتي خود در منطقه GHAWAR اغراق مي‌كند.

GHAWAR بزرگ‌ترين حوزه نفتي عربستان سعودي است. در سال 1948، در آن منطقه حدود 87ميليارد بشكه نفت وجود داشت. در دهه 1970، شركت اكسان EXXON – يكي از چهار شركت بزرگ نفتي جهان ، ميزان نفت در قوار را در حدود 60ميليارد بشكه تخمين زد كه هنوز رقم فوق تصوري بود. از آن زمان عربستان حدود 55ميليارد بشكه از آن منطقه استحصال كرده است. به اين ترتيب در حال حاضر حدود 5ميليارد بشكه نفت در حوزه نفتي قوار باقي مانده است که مسلما اين ميزان براي 50 سال ادعاي آقاي نعيمي كافي نخواهد بود! البته عربستان هنوز 300 حوزه نفتي ديگر دارد. اما 90درصد فروش نفت عربستان فقط از تعداد انگشت‌شماري از آن ذخاير حاصل مي‌شود و مابقي فاقد ذخاير قابل توجه نفت هستند و بسیاری ذخاير هم قبلا خشك شده‌اند! 5 حوزه نفتي بزرگ عربستان در سال‌هاي 1965-1940 كشف شده‌اند و از اين رو پمپاژ قديمي هستند. عربستاني‌ها اغراق مي‌كنند چرا كه نمي‌خواهند سهم خود از بازار نفت را از دست بدهند.

اسناد ویکی لیکس (منبع) هم نشان می دهد عربستان در اعلام ذخایر قابل برداشتش 40 درصد اغراق کرده است.تاخیر ها در بهره برداری از پروژه های اصلی افزایش ظرفیت و حادثه های رخ داده باعث شده آرامکو حتی در حفظ سطح فعلی تولید هم مشکل داشته باشد.

جدول بزرگ ترین تولیدکنندگان نفت خام (به نقل از CIA Factbook) که در ویکی پدیا درج شده هم افت تولید عربستان را نشان می دهد. این در حالی است که مصرف داخلی عربستان رو به افزایش است که باعث می شود نفت کمتری برای صادرات در دسترس باشد.

اینکه نقظه اوج نفت چیست را از اینجا نقل می کنم: در ایران به سبک دایی جان ناپلئون خیلی ها فکر می کنند که آمریکا نفت هایش را برای آینده ای که نفت خاورمیانه تمام شد ذحیره کرده است و برای همین است که الان نفت وارد می کند. اما واقعیت چیز دیگری است. ذخایر ثابت شده ایالات متحده در سال ۱۹۷۰ به اوج خودش که حدود ۳۹ ملیارد یشکه بود رسید و از آن موقع تا به حال رو به افول بوده است. ذخایر ثابت شده فعلی ایالات متحده حدود ۲۱ ملیارد بشکه است. همچنین تولید نفت ایالات متحده که در سال ۱۹۷۰ به اوجش یعنی ۹.۶ ملیون بشکه (نه و شش دهم ملیون) رسیده بود از آن زمان همواره رو به افول بوده است و در سال ۲۰۰۶ به حدود روزی 5.1 ملیون بشکه (پنج و یک دهم) رسیده است (منبع) شاید این رقم به نظر بزرگ بیاید اما اگر به یاد شما بیاورم مصرف آمریکا در سال گذشته حدود ۱۸/۷ ملیون بشکه بوده است و این کشور با ۴ درصد جمعیت دنیا ۲۱ درصد انرژی دنیا رو مصرف می کند(منبع) می فهمید اوصاع خیلی هم عالی نیست. به این به اوج رسیدن و بعد افول تولید نفت peak oil می گویند که مفهومی کلیدی برای پیش بینی آینده انرژی در دنیا است. فرضیه peak oil پیش بینی می کند که میزان تولید نفت یک حوزه نقتی و در مقیاس بزرگ تر یک کشور ابتدا به صورتی نمایی رشد می کند، سپس به یک اوج (peak) می رسد و بعد از آن افول می کند تا آنکه به مرور ذخیره نفتی حوزه یا کشور مورد نظر به صفر برسد. زمانی هم که ما اوج را رد کردیم و وارد فاز افول شدیم مهم نیست شما چقدر تکنولوژی پیشرفته ای دارید یا چقدر پول خرج استخراجتان می کنید. شما نخواهید توانست روند مزبور را معکوس کنید مگر اینکه ذخایر جدیدی کشف کنید)منبع) به عبارت دیگر چون هر کشور ذخیره متناهی ای نفت دارد و چون تکنولوژی استخراج به هر حال یک حد تولید را اجازه می دهد، یک جایی منطقا تولید شما به ماکزیمم خود میرسد. ادامه منطقی استدلال بالا هم این است که احتمالا در سطح جهانی هم ما دیر یا زود شاهد یک peak oil خواهیم بود. تقریبا بیشتر متخصصان امر با هم با این نکته موافقند (برای نمونه گزارش داخلی شرکت شل را در این مورد بیینید. این هم شرحی است بر این گزارش) و تنها بحث سر این است که این peak کی اتفاق می افتد و بعد هم تولید با چه شتابی افول خواهد کرد. بدبین ها می گویند همین سالها به peak خواهیم رسد و خوشبین ها می گویند چند دهه دیگر. یک دلیل برای این که نمی شود به طور قطعی زمانی رو مشخص کرد خالی بندی کشور های عضو اوپک است. چون سهمیه تولید در اوپک به نسبت میزان ذخایر تقسیم می شود کشور های عضو انگیزه دارند که در میزان ذخیره نفت خود خالی بندی نمایند و هیج کس واقعا نمی داند مثلا عربستان واقعا چه قدر نفت دارد (یک دانشجو دکترای عربستانی در دانشگاه ما که قبلا چند سالی در شرکت نفت عربستان ARAMCO کار کرده بود، می گفت عربستان در واقع همین الان به peak رسیده است. راست و دروغش با او). این که علی رغم کشف نشدن حوزه های بزرگ میزان ذخایر رسمی هیچ کدام از کشورهای اپک از جمله ایران عملا نسبت به بیست سال گذشته علیرغم بیست سال استخراج تغییر نکرده است و کمی هم بیشتر شده آدم را به شک می اندازد (منبع)

اولین نتیجه مستقیم peak oil این است که مکانیزم تمام شدن نفت در سطح جهانی صفر و یک نخواهد بود که تا الان ما نفت داشتیم از فردا دیگر نداریم. به جای آن چیزی که احتمالا مشاهده خواهیم کرد این است که برای چند دهه آتی تولید همگام با تقاضا رشد می کند ... و بعد به یک جایی می رسیم که تولید نفت به اوجش می رسد و دیگر امکان رشد برای پاسخ گویی به تقاضا را ندارد و تقاضا بیشتر از عرضه می شود. این بیشتر شدن تقاضا از عرضه سبب می شود که قیمت نفت به شدت بالا رود. نفت هم از آن کالاهایی است که به قول اقتصاد دانان inelastic  است و کمی دست کاری عرضه و تقاضایش قیمتش را مقدار زیادی تغییر می دهد. چند نکته قضیه را نگران کننده تر می کند. اولا به نظر می رسد در حال حاضربیشتر حوزه های نفتی بزرگ (مثل حوزه نفتی غوار که برای پنجاه سال به تنهایی دو سوم تولید نفت عربستان از آن بود) کشف شده اند و به ندرت حوزه نفتی بزرگی در دهه هایی اخیر کشف شده است و احتمالا آنچه کشف نشده باقی مانده حوزه های کوچک تر هستند (اینجا را ببینید) دقت هم کنید که کمیتی که اینجا مهم است میزان تولید است و نه میزان ذخیره. وقتی حوزه های جدید به تعداد سابق کشف نمی شوند عرضه هم که مشخصا تابع میزان کشفیات است یک جایی دیگر زیاد نمی شود و همین که عرضه تغییر نکرد مشکلات ما آغاز می شود. ثانیا ما در حال حاضر تمام نفت هایی که استخراجشان آسان و کم هزینه بوده را یا استخراج کرده ایم یا داریم استخراج می کنیم و بعد از این باید سراغ نفت های مشکل تر مثل نفت در آبها عمیق یا نفت های بی کیفیت برویم. حادثه نشت نفت در خلیج مکزیک هم نمونه ای از این استخراج های پر خرج بود که در آنها همه چیز به خوبی پیش نرفته است. گزینه های دیگر oil shales یا tar sand است. tar sand به جای نفت معمول یک ماسه آغشته به قیر است که طی فرایندی بسیار انرژی بر و پر خرج باید قیر آن از ماسه جدا شود و بعد فراوری شود و استخراخش واقعا دردسر دارد. مشکلات مشابهی هم در مورد oil shales وجود دارد. این معنی اش این است که با اینکه ذخایر tar sand یا oil shale در روی کاغذ توانایی جایگزینی نفت خام را دارند در عمل تولید آنها بسیار گران تر خواهد شد و در هر حال هزینه تمام شده انرژی بالا خواهد رفت.

 پیش بینی تولید نفت جهان

یعنی جایگزینی نفت ایران آنقدرها هم ساده نیست. در توان عربستان شک هست، عراق هم نمی تواند به این زودی ها حذف نفت ایران از بازار جهانی را جبران کند (گزارش وزارت نفت خودمان را ببینید). بقیه کشورها هم مازاد ظرفیت ندارند. شاید دلیل احتیاط آمریکایی ها در تعیین فرصت شش ماهه برای تحریم نفت ایران علی رغم ادعای عربستان برای جبران کسری همین باشد. شاید می خواهند همه چیز تدریجی جا بیفتد و شوک روانی وارد نشود. اقتصاد جهان در رکود و بحران است و همین الان هم مازاد عرضه در بازار نفت هست، قبلا هم (موقع انقلاب ایران و دوران جنگ) صادرات نفت ایران متوقف شده بوده و اتفاق ناجوری هم نیفتاده، یک ملیون بشکه در روز لیبی هم قیمت ها را آنقدرها تکان نداد.

 پی نوشت: امارات متحده خط لوله ای با ظرفیت 1.8 ملیون بشکه در روز ساخته تا نفتش را از دریای عمان صادر کند. تا اگر ایران تنگه هرمز را بست مشکلی نداشته باشد. افتتاح این پروژه عقب افتاده و در پی مانور های ایران همین باعث افزایش قیمت نفت شده است. (منبع) ولی عمده نفت عربستان و کویت و عراق و قطر و خود ایران همچنان از تنگه هرمز باید رد شود.


برچسب‌ها: تحریم نفت ایران, ظرفیت نفت عربستان, پیک نفت, نقطه اوج نفت
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 دی1390ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط سید احمد امامی العریضی  |